شعر کلاس اولی شدن آرمیتا/ تو آرمیتای ایرانی....

تعداد بازدید: 3302  | تاریخ درج : چهار شنبه 10 مهر سال 1392

تو آرمیتای ایرانی....

لبــاس علم کن بر تــن
بــزن بـــر طبل آزادی
کنون برخیز از جایت
به پـــاس خون اجـدادی

جـــهان چشم انتظار تو
به دوش انـداز بارت را
پدر چشمش به دست تو
به یاد آور قـــرارت را

الفـــبای کـــلاس تــــــو
کمی رنگین تر از باقی
به روی صفحه ی قلبت
نشــان از شاهد و ساقی

سمند جهد ما زین پس
بــــــر استبداد می تازد
نگاه سرزمــــین با تو
سراسر اشـک میریزد

یاسمن مجیدی

Share  
 

نظرات:

نویسنده: ....
تاریخ : 1392/07/10
بعضی شعرا ضرب آهنگ دلنشینی دارن که نشان از ذوق شاعرانگی شاعرِ. زیبا بود و دلنشین.
نویسنده: رها
تاریخ : 1392/07/11
شهید داریوش و امثال ایشون در راه پیشرفت مملکت شهید شدند آیا مسولان میدونن که دختر این شهید بزرگوار رفته کلاس اول؟؟؟ آیا اونا میدونن که این دختر هم دوست داره بابای نازش که مطمئنم خیلی دوسش داشته کنارش باشه؟؟؟ کاش میدونستن و کاری که باید میکردند رو انجام بدن!!!کاش و ای کاش که اهداف این شهیدان دنبال بشه!! کاش تنها مواقعی که به نفع خودشونه از اسم شهدا استفاده نکنن دیروز ی خبری خوندم خیلی ناراحت شدم پیش خودم فکر کردم که شهدا رفتن و یسری افراد که هیچ زحمتی برای این مملکت نکشیدن به کجاها رسیدن!!!! اگه نخواستید نظر منو ثبت نکنید ولی خیلی دلم پر بود و برای آرمیتا کوچولو خیلی ناراحتم..ولی ارمیتا اون بالا یکی هواشو داره و بنابراین نیازی به توجه کسی نداره!!!
نویسنده: مائده
تاریخ : 1392/07/11
خیلی زیبا بود!با خوندن این شعر و آهنگی هم که توی وبوتون گذاشتین و کلا فضا غمگین شد و بغض عجیبی سراغم اومد:(آرمیتای عزیزم خیلی دوستت دارم کوچولوی نازنینم!حق با رهاس! آره! آرمیتا خودش کسی رو داره که خیلی بهش توجه داره!کسی که حتی بیشتر از بابا جونش دوسش داره!عزیزم سعی خودتو بکن که با اون دستای کوچیک و نازنینت ایرانو آباد کنی:)
نویسنده: sara
تاریخ : 1392/07/12
vaghean ali boooooooooooooood.ba madrese ha chi kar mikoni azizam?darsa khob pish mire?!movafaght bashe armitaye golam
نویسنده: سعیده ازفارس شهر آباده طشک
تاریخ : 1392/07/12
سلام ارمیتای شیرین زبانم خواستم رفتنت به مدرسه را بهت تبریک بگم آبجی گلم درساتو خوب بخون تا ادامه دهنده راه پدر بزرگوارت باشی به امیدآن روز خیلی دوستت دارم
نویسنده: ...
تاریخ : 1392/07/13
یاسمن جان شعرت خوب بود اما یه کمی این لغات برای بچه 7ساله سنگینه!!
نویسنده: فاطمه
تاریخ : 1392/07/15
مرسی از شعر زیباتون!اگه عکسای جدید آرمیتا رو بزارید ممنون میشم:)با این مانتو خیلی ناز شده!
نویسنده: ....
تاریخ : 1392/07/16
آقا یا خانم ... این شعر ظاهرا به مناسبت کلاس اولی شدن آرمیتا جان سروده شده، هم برای آرمیتا کوچولوی ناز و هم برای همه ی دوستدارانش و برای پدر بزرگوارش. کم لطفی نفرمایید لطفا.
نویسنده: مسافرپیاده
تاریخ : 1392/07/17
حقیقتش این شعر به عنوان یه یادگاری در اینجا ثبت شد تا در آینده آرمیتای عزیز با خوندش بفهمه که امثال ما از 5 سالگیش تا چنین روزی -و اگر خدا بخواد تا فرداها-کنارش بودیم،هستیم و خواهیم بود...درسته که لغات این شعر سنگینه برای اون سن...اما در آینده براش 1یادگاری کوچیک میشه...در آینده با خوندن این شعر تصاویر و خاطرات 7 سالگیش هم جلوی چشمش میاد
نویسنده: رها
تاریخ : 1392/07/22
آرمیتای گل با درسا چه میکنی عزیزم؟؟ خوشبحال معلمتون که هر روز ی فرشته کوچولوو مثل تو رو میبینه. دوست دارم خیلیییی زیاد.بیادتممم
نویسنده: محمد
تاریخ : 1392/08/05
خیلی دوس دارم شهیدشم
نویسنده: زهرا سادات
تاریخ : 1392/08/30
آرمیتا جوووووونم عزیزم ، کلاس اول خوبه خوش میگذره ؟ای کاش من جای معلمت بودم فرشته نازنینم ، خدا حفظت کنه برای مادرت و برای مردم غیور کشورت ، آرمیتا راه پدرت ادامه داره تا ابد .... به جای ببوسید روی ماهشو میدونی خییییییلی دوست دارم خوشگلم .
نویسنده: محمدرضا رشیدی
تاریخ : 1392/10/28
سلام و درود بر شهیدان و سلام بر آرمیتای عزیز انشاالله در آینده با درس خوندن خود راه شهید رضایی ادامه دهد
نویسنده: بهار
تاریخ : 1393/05/10
آرمیتا جان بهت غبطه میخورم تو خیلی خوشبختیآرزومه که از نزدیک ببینمت
نام شما:   
آدرس ایمیل:  
نظر شما: